+ Reply to Thread
4 səhifədən 1-cisi 1 2 3 4 SonuncuSonuncu
1`dan(dən) 10`ə(a/ya/yə) qədər. Cəmi 36.

Mövzu: آموزش آنا دیلی ترکی آزربایجانی

  1. #1
    Tıraxtur Kulubunun müdürü (*Shams-türk's Avatar
    Qeydiyyat
    Aug 2010
    İsmarıclar
    2,378

    Level: 38 
    Təcrübə: 1,296,930
    Next Level: 1,460,206

    Thanks
    2,885
    Thanked 4,708 Times in 2,014 Posts

    nmn آموزش آنا دیلی ترکی آزربایجانی

    آموزش آنا دیلی ترکی آزربایجانی







  2. The Following 3 Users Say Thank You to (*Shams-türk For This Useful Post:

    Bobi (Wednesday 1 September 2010-1), R.F.A (Tuesday 21 December 2010-1), yurd sevan (Thursday 2 September 2010-1)

  3. #2
    Tıraxtur Kulubunun müdürü (*Shams-türk's Avatar
    Qeydiyyat
    Aug 2010
    İsmarıclar
    2,378

    Level: 38 
    Təcrübə: 1,296,930
    Next Level: 1,460,206

    Thanks
    2,885
    Thanked 4,708 Times in 2,014 Posts

    Əsas seçim

    1) تا به حال به کسی تورکی یاد داده‌اید؟
    2) فکر می‌کنید اگر قرار بود به یک دوست تورکی یاد دهید، از چه روش کاربردی بیشتر استفاده می‌کردید؟
    3) چه کتاب یا منبعی را سورس قابل اطمینان می‌دانستید و چه کتاب یا منبعی را سورس و منبع ساده‌تری برای یک مبتدی می‌دیدید؟
    4) در این پروسه آموزشی بیشتر تأکید شما روی محاوره یا مکالمه روزانه بود یا اینکه به صورت آکادمی و اصولی‌تر به آموزش می‌پرداختید؟
    5) بیشترین نقاط ضعف و کمبودها در آموزش این زبان را در چه نکته‌ای می‌بینید؟





  4. The Following 3 Users Say Thank You to (*Shams-türk For This Useful Post:

    Bobi (Wednesday 1 September 2010-1), R.F.A (Tuesday 21 December 2010-1), yurd sevan (Thursday 2 September 2010-1)

  5. #3
    Tıraxtur Kulubunun müdürü (*Shams-türk's Avatar
    Qeydiyyat
    Aug 2010
    İsmarıclar
    2,378

    Level: 38 
    Təcrübə: 1,296,930
    Next Level: 1,460,206

    Thanks
    2,885
    Thanked 4,708 Times in 2,014 Posts

    Əsas seçim

    چرا تورکی یاد بگیریم؟
    بخش اول
    اصولا این سؤال رو از دو گروه می‌پرسیم و به "بقیه افراد" کاری نداریم. اما اجازه بدید اول تکلیف خودمون رو با این "بقیه افراد" مشخص کنیم بعد بریم سراغ اون دو گروه اصلی که مخاطب اصلی این نوشته هستند.
    اصولا "بقیه افراد" مورد نظر ما در این مقاله شامل چندین طیف و گروه اساسی می‌شن. گروهی که کلا به یادگیری هیچ زبانی علاقه‌مند نیستند، چه زبان مادری، چه زبان دوم و چه زبان خارجی. این گروه فقط به همون حدی که بتونند نیاز روزانه یا کاری‌شون رو حل کنند به زبان و پروسه یادگیری اون بها می‌دهند و اصلا و ابدا هم به ذهن‌تون خطور نکنه که بخواهید اونها رو به هر دلیل و برهانی مجاب کنید یک کلمه بیشتر بدونند، دو کلمه درست تر بنویسند و یا خدای نکرده از دهان‌تون در نره که مثلا فعل چیه؟ یا فاعل کجای قضیه معطل فعل داره تو هوا تاب می‌خوره! پس آروم و موقر از کنار این دسته رد می‌شیم. نه سرزنش، نه انتقاد و نه حتی توقع. اصلا هم قصد شوخی یا مزه‌پرانی ندارم، کاملا جدی دارم می‌گم نفستون رو برای این گروه در این زمینه حروم نکنید چون با زبان ممکنه مشکل داشته باشند، ممکنه غلط غولوط بگن و بنویسند ولی کلا آدم‌های خوب و ساده‌ای هستند فقط به زبان علاقه ندارند و این اصلا گناه نیست مثل من که مثلا از کله پاچه متنفرم!
    دسته دوم این "بقیه افراد" که اتفاقا ممکنه تورکی زبان مادری اونها باشه به دلایل خاصی از این زبان فاصله می‌گیرند و از اینکه بهشون بگید به این زبان بنویسید یا به این زبان حرف بزنید ابا دارند و عملا جلوی شما موضع سختی می‌گیرند. خود من با یکی از این افراد مواجه شدم که به شدت از این که تو جمع فارس‌زبانان کسی به اونها اشاره کنه که مثلا فلانی هم تورکه یا تورکی بلده حرف بزنه به شدت ناراحت می‌شد. اینجا متولد شده و بزرگ شده و خانواده کاملا تورکی حرف می‌زنند ولی ایشون به شدت با این مسأله مشکل داشت. دوستانه ازش پرسیدم:«تورکی که خیلی ماهه چرا انکارش می‌کنی؟» گفت:« اصلا حرفش رو نزن! بدم میاد تو جمع فارس زبانان کسی ازم تورکی بپرسه یا تورکی حرف بزنم.» اما جالبش این بود که من نه باهاش بحث کردم و نه سرزنشش کردم فقط با خواهرش که قشنگ تورکی با بچه‌هاش حرف می‌زد و طی این همه سال زندگی اینجا هنوز لهجه شیرین تورکی‌اش رو حفظ کرده بود نشستیم و کلی اطلاعات بومی و فرهنگی و غذاهای محلی رد و بدل کردیم و دیدم که با اشتیاق دست از عناد برداشت و اون هم شروع کرد از خاطرات سفرش به سرزمین تورکها(سرزمین مادریش) گفت و یواش یواش یخش باز شد و من بین حرفام از عمد طوری آتش اشتیاقش رو شعله‌ور می‌کردم که بفهمه تنها مشکلی که الان دچارش شده اینه که از بین اینهمه ضرب‌المثل دنیا فقط این رو یاد گرفته «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.» اما کسی نبود بهش بگه بابا این جماعت هم دارند به زبان مادریشون (فارسی) حرف می‌زنند و تو با انکار زبان مادریت داری به خودت ظلم می‌کنی و بزرگترین امتیاز خداده‌ات رو نادیده می‌گیری. اگه اهل کلاس گذاشتنی که بنده خدا دو زبانه بودن کلاسش این روزها بالاتره تا تک‌زبانه بودن! اگر هم می‌خوای منکر نسل و هویتت بشی که اون دیگه قضیه‌ای جداگانه است. بی‌رودروایسی این کار یک نوع انتحار فرهنگیه. حتما همه فکرات رو کردی که داری دست به انتحار می‌زنی. حتما همه عواقب کار رو سنجیدی که داری تمام پل‌های پشت سرت رو ناآگاهانه ویران می‌کنی. ولی... شاید یکروز کوچولویی با چشمای معصومش ازت پرسید مامان، هویت یعنی چی؟ بابا آباء و اجداد یعنی چی؟ سعی کن تو اون لحظه جواب قانع‌کننده‌ای برای کوچولویی داشته باشی که از تو هیچی نخواست ولی دوست داشت از نسلی باشه که لااقل حرمت زبان مادری‌اش رو بیشتر از اینها حفظ کنه و با اولین رودی که دید اون رو مثل یک لباس چرک به دست آب نسپره. دوست داشت از نسلی باشه که ضرب‌المثل‌هاش، لالایی‌هاش و شعرهاش یادگاری از مامان مامان‌بزرگش باشه. اون بچه نسل خودش رو می‌خواد! زبان مادری خودش رو می‌خواد، اون بچه حقش رو می‌خواد، حقی که تو با جوگیرشدنت راحت پایمالش کردی. برخورد با این دسته هم باید با مهربانی و بی‌سرزنش باشه. اما می‌شه روی این افراد هم کار کرد که یکروزی شاید خیلی دیر در مورد افکارشون تجدید نظر کنند ولی زیاد دلتون رو خوش نکنید! چون اصولا آدم‌هایی که زود جوگیر می‌شن، هم دهن‌بین هستند و هم یک کمی تو عقایدشون متزلزل هستند و راحت نمی‌تونید روی آینده این افراد حساب باز کنید.
    یک دسته هم که فارس‌زبان هستند و کلا هر چیزی رو به سیاست و خطر و حریم قانون و این اصل و اون اصل موقوفه ربط می‌دن و دلشون به نوستالژی خوشه. امروز نوستالژی تاریخ دارند فردا گرفتار توهم فرهنگ چند قرنه می‌شن و رو بهشون بدی کلا ایرون رو پاکسازی می‌کنند، نه لر می‌مونه، نه کرد و نه حتی یک تورک و خلاصه یک سکه هم به اسم خودشون میزنند که یک طرفش نوشته "زنده باد نسل از ما بهترون" اون ورش هم نوشته "زنده باد نسل خودم که از خودم بهتر ندیدم!" کلا از خیر توضیح راجع به این‌ها هم می‌گذریم که قلم ارزشمندتر از اینه که در مورد کسانی حرف زد که حتی انسانیت هم از اینها ناامید شده.
    در این میان دسته‌ای هم هستند که نخودی گروه هستند. گاهی این ورند گاهی اون ور. وقتی از یادگیری این زبان حرف به میون میاد اهل تأیید و زنده باد هستند ولی همچین که بوی خطر میاد دیگه هیچ اثری نه از خودشونه و نه از زنده‌بادهاشون. اگر از ممنوعیت یادگیری و عدم لزوم زبان مادری در مناطق بومی حرف بیاد دوباره جلوی دوربین اولین نفره که داره از زبان رسمی دفاع می‌کنه و گلوش رو پاره می‌کنه و از اتحاد حرف می‌زنه انگار کسی از تفرقه گفت که ایشون جوگیر می‌شه. باز همچین که بوی خطر و آبرو اومد وسط دیگه نه جلوی همشهری‌هاش پیدا می‌شه و نه جیک می‌زنه. این دسته خطرناکند. موضع آدم هم باید در مقابل این‌ افراد کاملا قاطعانه و در عین حال محتاطانه باشه. این افراد همیشه و همه‌جا با خوش‌خدمتی‌ها و گربه رقصوندن‌های بی‌موقعشون جلوی تغییر رو گرفتند. کاش یک روز صبح که از خواب پا می‌شدیم می‌دیدیم عذاب الهی اومده نسل هرچی آدم «ایکی اوزو» هست رو از زمین منقرض کرده و نسل بشر برای همیشه از شر اونها راحت شده ولی چه می‌شه کرد که حتی نفرین هم شایسته اینها نیست!
    حال بین این دسته‌ها و گروههای اصلی بگردید و صدها و هزاران دسته و گروه دیگر را جا دهید. گروههای کوچک و بزرگ با عقایدی نزدیک به این افراد یا شاید عقاید و دلایلی کاملا دور از اینها که مطرح کردیم ولی به هر دلیل مایل به یادگیری نیستند و ما فقط با اشاره‌ای به وضع و حال آنها خواستیم برشی کوچک از افرادی داشته باشیم که مخاطب این نوشته نیستند، احتمالا هم نخواهند بود ولی همیشه و همه‌جا حضور نامأنوسی دارند که سبب می‌شود گهگاه در مسیر ترمز محکمی کنیم، خطر کنیم، حتی بترسیم، به راه خود شک کنیم ولی در نهایت باور کنیم که راه‌مان حق است و حق همیشه پیروز!





  6. The Following 3 Users Say Thank You to (*Shams-türk For This Useful Post:

    Bobi (Wednesday 1 September 2010-1), R.F.A (Tuesday 21 December 2010-1), yurd sevan (Thursday 2 September 2010-1)

  7. #4
    Tıraxtur Kulubunun müdürü (*Shams-türk's Avatar
    Qeydiyyat
    Aug 2010
    İsmarıclar
    2,378

    Level: 38 
    Təcrübə: 1,296,930
    Next Level: 1,460,206

    Thanks
    2,885
    Thanked 4,708 Times in 2,014 Posts

    Əsas seçim

    چرا تورکی یاد بگیریم؟
    بخش دوم:

    مخاطبین این مقاله طولانی احتمالا دو دسته خاص هستند. دسته اول تورک زبان‌هایی که زبان تورکی به عنوان زبان مادری اونهاست و دسته دوم غیر تورک‌زبانهایی که دوست دارند زبان تورکی را بنا به دلایل عدیده‌ای یاد بگیرند یا بهتره بگیم خوبه یاد بگیرند. از گروه دوم شروع می‌کنیم که خلاصه‌تر می‌شه بحث اونها رو جمع و جور کرد و زودتر به سراغ مخاطبین اصلی و عمده این مقاله یعنی تورک‌زبانهای عزیز رفت.
    به طور کلی غیر تورک زبانها به یکی دو دلیل عمده مبادرت به یادگیری این زبان می‌کنند: ازدواج با یک تورک زبان، ارتباط کاری – تحصیلی مداوم در یک محیط تورک زبان یا ارتباط تجاری - کاری با تورکان ایران یا خارج از ایران. خیلی کم و نادر پیدا می‌شه کسی که به غیر از این دو دلیل عمده مبادرت به یادگیری این زبان بکنه. علتش رو هم باید در نبود نیاز به یادگیری اون جستجو کرد. خوب در مورد ازدواج با یک تورک زبان معمولا خیلی کم پیش میاد که خود طرف مایل به یادگیری این زبان باشه فقط به عشق این که زبان مادری همسرش رو با عشق یاد بگیره . بیشتر به دلیل کنجکاوی یاد می‌گیرند که حالا بستگان همسر تو جمعشون دارند چی می‌گن؟! نکنه غیبتش رو بکنند، نکنه جلوشون کم بیاره، نکنه از پشت نارو بخوره که به خصوص این امر در مورد خانم‌هایی که با یک تورک زبان ازدواج کردند به شدت رایجه. یک فکر کاملا مسموم، زننده و از قضا مسری! خیلی بده که آدم اینقدر به همسرش بی‌اعتماد باشه که به خاطر کسب یک امنیت مصنوعی و خیالی شروع به یادگیری زبان همسرش کنه. مگه نظام خانواده‌ای که تشکیل می‌دیم قراره سازمان جاسوسی باشه، مگه قراره کسی تو این نظام نقش ستون پنجم رو بازی کنه که حالا بیایم زبان همسرمون رو یاد بگیریم تا بتونیم برای روز مبادا از خودمون دفاع کنیم، اگه واقعا فکرتون اینه بهتره یک تجدید نظر اساسی در انتخاب‌تون بکنید، درسته که خیلی کم پیش میاد زندگی پا بگیره بدون حرف و حدیث و دخالت یا اظهار نظر اطرافیان ولی اینکه با نیت بدی به خودت زحمت بدی و هزار جور دردسر و مکافات بکشی که نارو نخوری یا کم نیاری واقعا برات متأسفم. از این بیشتر برای ازدواجی متأسفم که اینقدر پوچ و بچگانه شکل می‌گیره.
    آدم‌ها معمولا وقتی به کسی اعتماد می‌کنند این اعتماد از قلب شروع می‌شه و در تک تک رفتار انسانها خودش رو نشون می‌ده. چه تو بلد باشی به زبان همسرت حرف بزنی چه بلد نباشی اعتماد زبانی بین‌المللی و درونیه که نیاز به یادگیری زبان خاصی نیست. اعتماد رو از چشم انسانها می‌شه خوند همونطور که از منش و رفتارش می‌شه جنس احساسش رو شناخت. پس بیا به دلیل قشنگتری زبان بومی همسرت رو یاد بگیر. فکر کن زبانی رو داری یاد می‌گیری که عمریه همسرت با اون مأنوسه، دردش، غمش، عشقش و احساسش رو با این زبان قشنگتر و عمیق‌تر بیان می‌کنه. عمری بی هیچ تفسیری، بی‌هیچ ترجمه‌ای با این زبان حرف زده و تو اگر عاشق باشی سعی می‌کنی کتاب عشق‌تون رو اونقدر قشنگ و واضح بخونی که نیازی به ترجمه و تفسیر نداشته باشه. واقعا صمیمانه می‌گم اگه با یک فردی در رابطه‌ای احساسی هستی سعی کن مسیر قلبش رو درست بری حتی با چشم بسته. به نظر من تو یک ارتباط این چنینی که دو نفر غیر همزبان عاشق می‌شن زیباترین بازی خلقت داره رخ می‌ده. یکی با دستمال نازکی چشم همسرش رو بسته و بهش می‌گه فقط به من اعتماد کن، ببین زبان مهم نیست صدای قلب من داره بهت می‌گه درست میای. تو اگه اهل این بازی نیستی اصلا ریسک نکن و برو با یک همزبان خودت ازدواج کن ولی اگه اهل ریسک و خطر هستی اجازه بده همسرت راهنمای تو باشه، اجازه بده با همین چشمای بسته تو رو از سنگلاخ و کوه و دشت رد کنه بگذار دونه به دونه واژه‌ها رو یادت بده، بگذار اولین کلام عاشقانه رو اون یادت بده بگذار در فرکانس عشق و اعتماد زبان جدیدی رو یاد بگیری که عمریه همسرت به اون عشق می‌ورزه. با بی‌اعتمادی و کشمکش و داد و فریاد تو نه زندگی می‌کنی، نه عاشقی و نه اجازه می‌دی اون زندگی کنه عشق که دیگه جای خود داره.
    در مورد تجارت هم به نظر من اصل اساسی در تجارت اعتماده و بعد از اعتماد شناخت صحیح موقعیت. هرچی زندگی زناشویی جا داره برای ذره ذره یادگیری یک زبان در کار و تجارت نمی‌شه شوخی کرد و باید زبان همکار و شریک تجاری رو سریع و اصولی یاد گرفت تا خطر جدی زندگی رو تهدید نکنه. گرچه اینجا هم خوبه باز عشق دخیل باشه نه فقط منطق مطلق.
    این وسط کسانی هم هستند که دوست دارند زبان جدیدی رو یاد بگیرند، این گروه مشتاق معمولا به چندین زبان زنده مسلط هستند یا علاوه بر زبان مادری‌شون چندین لهجه و گویش محلی رو خیلی خوب صحبت می‌کنند، در موردش تحقیق می کنند، می‌نویسند و مدام از این کنفرانس به اون کنفرانس سر می‌زنند، مطالعات بین‌المللی دارند و شاید بشه گفت یک عشق دیگه‌ای به جز وصلت یا تجارت اونها رو درگیر کرده که حقیقتا هم بودن اونها همیشه باعث خیر شده، همیشه باعث تغییر شده، همیشه با آثار جاودانی که از خودشون به یادگار گذاشتند جامعه زبانشناسی و جامعه‌شناسی رو پربارتر و وزین‌تر کردند و براستی خوشا به احوال‌شون که همیشه جاودانه‌اند.
    و اما... امای قضیه و بخش اصلی این مقاله تورک زبانان عزیزی هستند که مدام با این دیلمای بزرگ روبرو هستند: زبان رسمی یا زبان مادری! دو زبانه یا تک‌زبانه!
    من تورک نیستم و از شانس بد حتی دوزبانه هم نیستم که بتونم قضاوت درستی داشته باشم، شاید شرایط رو هم ملموس و عینی حس نکرده باشم ولی می‌دونم که هرکس اشتباه کنه خداوند اشتباه نمی‌کنه و اصلا ذات مقدسش از اشتباه بری و مبری است. اگر خداوند با درایت و بینش صحیح و عمیقش هر زبانی رو برای نسل و محدوده خاصی تعیین کرده پس حتما حکمتی در اون نهفته بوده. اگر من جای یک تورک زبان در یک منطقه بومی ایران بودم به این اصل دقیق‌تر نگاه می‌کردم و از خودم این سؤال رو می‌پرسیدم که چرا باید هر اقلیمی گویش، زبان و لهجه خاص خودش رو داشته باشه. بعد از اون عمیق‌تر به این قضیه نگاه می‌کردم که خب حالا گیریم من اصلا جواب این سؤالم رو نگرفتم و دوست دارم به یک زبان واحد حرف بزنم. فکر نمی‌کنی این جوری زندگی یک کم یکنواخت می‌شد. عین این که همه سیاهان و زردپوستان سفید می‌شدند، همه به یک زبان حرف می‌زدند، همه یک جور بودند، همه یکدست بودند. فکرش رو بکن زندگی دیگه خیلی بی‌نمک می‌شد. پس شاید ساده‌ترین دلیلی که خداوند این همه رنگ و نژاد و زبان رو خلق کرد تنوع بود. اما در بطن این تنوع راهی برای شناخت خودش باز گذاشت. پس چرا من بخوام این تنوع قشنگ رو اززندگیم محو کنم یا کمرنگ کنم. بین این همه رنگ، تورکی هم یک رنگه در داستان خلقت. باور کن اگه یکذره بخوای این رنگ رو کم کنی تابلوی زندگیت بیروح می‌شه. می‌دونم حرفام شاید تکراری باشه ولی بیا یکبار این تکرار مکررات رو در قاب دیگه‌ای بگذار. شاید این قاب که کهنه شده نه خود تابلو. بیا قضیه رو نه سیاسی‌اش کن، نه حتی جهانی. بیا از جمع فاصله بگیر. خودت باش و خدای خودت اونوقت ازش بپرس چطوری با این دیلمای بغرنج، این دوراهی انتخاب کنار بیام. چطوری به کودکی که داره متولد می‌شه جهانی رو تقدیم کنم که لایق اونه. چطور بدون این که با این و اون درگیر بشم، چطور بدون اینکه حتی منت دولت رو بکشم به کوچولوم زبان مادریم رو یاد بدم و در عین حال ذهنش رو باز بگذارم برای یادگیری زبان رسمی کشورش. مطمئن باش جواب رو می‌گیری. البته اگه نترسی، که از قدیم گفتند نقطه مقابل عشق ترسه. اگر دچار ترس بشی، اگه مدام گوشت به حرفهای این و اون باشه بدون که قافیه رو باختی. هرچیزی از خونه شروع می‌شه. اگر تو تغییر رو از خونه دلت شروع کنی، کم‌کم تغییر رو در خونه حس می‌کنی در بین اطرافیان موج جدید رو می‌بینی و درعین ناباوری می‌بینی که اگر با اصول صحیح و مدرن علمی پیش بری کوچولوی امروزت نابغه فرداست. چرا وقتی خداوند این نبوغ ذاتی رو در تو و بچه تو دیده که از رو حکمت بی‌بدیلش تو رو در جایی اسکان داده که پدر در پدر به زبانی تورکی حرف می‌زنند و می‌تونند به چندین زبان مسلط باشند، امروز تورکی حرف زدن، یا تورکی نوشتن برات سخت و هولناک باشه. باور کن اگر هر کاری رو از پایه درست و صحیح شروع کنی همه چیز روبراه می‌شه.
    این روزها می‌شه با احتیاط و عقلایی با آموزش تورکی کنار اومد. کافیه باور کنی که وقت آموزش رسیده و اگر معطل کنی فرصت از دست می‌ره و تو از قافله عقب می‌مونی. می‌گن رو سر در یک کتابخانه بزرگ نوشته شده:« اگر خواندن بلد هستی وارد شو!» تو هم خواندن رو یاد بگیر و به کودکت با عشق خواندن تورکی رو یاد بده مابقی حله. نوشتن خود به خود میاد، تحقیق و تفحص، شناخت و آگاهی همه چیز به دنبال اون میاد ولی اگه امروز خواندن به زبان مادریت رو نادیده بگیری روزی میاد که دورتادورت پر شده از کتابخانه‌ای مجهز و مدرن ولی تو در حسرت خواندن یک کتاب هستی. اگر حرفام رو خوب بگیری مطمئنا رمز قضیه رو هم می‌گیری و می‌فهمی که منظور من لزوما از کتاب، کتابی از جنس پوست و کاغذ نیست! پس بلند شو و از یک سؤال ساده توی ذهنت قصه نساز. دادگاه تشکیل نده، محکوم نکن، بلند شو که این لحظه، انتخاب با توست و من صمیمانه امیدوارم انتخاب تو شایسته‌ترین انتخاب باشه. انتخاب بین ترس و عشق، انتخاب بین نسل دیروز و نسل فردا، انتخاب بین آموزش و اهمال. انتخاب، انتخاب، انتخاب مشق هر شب ماست و امیدوارم مشقت رو فقط خودت بنویسی، نه کمک بگیر، نه تنبلی کن و نه بعدش التماس کن. بنشین و هر شب مثل یک شاگرد منضبط از سر خط بنویس:
    انتخاب با منست. انتخاب، انتخاب، انتخاب.
    انتخاب حق منست. انتخاب، انتخاب، انتخاب.
    انتخاب در قلب منست. انتخاب انتخاب انتخاب.
    من هستم چون انتخاب می‌کنم یاد بگیرم، آموزش ببینم، آموزش بدهم.
    من هستم چون انتخاب می‌کنم زبان مادری‌ام را پاس بدارم.
    من هستم چون انتخاب کردم با این سؤال ذهنی که چرا تورکی یاد بگیرم؟ دوستانه و در کمال صلح کنار بیایم.





  8. The Following 2 Users Say Thank You to (*Shams-türk For This Useful Post:

    Bobi (Wednesday 1 September 2010-1), yurd sevan (Thursday 2 September 2010-1)

  9. #5
    Tıraxtur Kulubunun müdürü (*Shams-türk's Avatar
    Qeydiyyat
    Aug 2010
    İsmarıclar
    2,378

    Level: 38 
    Təcrübə: 1,296,930
    Next Level: 1,460,206

    Thanks
    2,885
    Thanked 4,708 Times in 2,014 Posts

    Əsas seçim

    به نام خداوند آفريننده زبانها

    سلام. يورولمياسيز/ سلام خسته نباشيد

    آموختن زبان شيرين تركي خيلي آسان است

    زبان تركي يكي از زبانهايي است كه علاوه بر ايران در چندين كشور دنيا از جمله تركيه, جمهوري آذربايجان, بيشتر جمهوري هاي قفقاز و حتي در چندين كشور اروپايي مانند آلمان, فرانسه و ... به عنوان يكي از زبانهاي مطرح كاربرد دارد زيرا در آن كشورها تعداد زيادي ترك به عنوان اقليت قابل توجه زندگي مي كنند كه داراي حق و حقوق فرهنگي خود مي باشند. علاوه بر آن با توجه به اينكه تمامي افعال زبان تركي از يك قاعده واحد تبعيت مي كنند و داراي ريشه هستند بنابراين هم ياد گرفتن آن آسان است و از سوي ديگر با يادگرفتن يك لهجه از زيان تركي قادر خواهيد بود با افرادي كه به لهجه هاي مختلف تركي صحبت مي كنند ارتباط برقرار كنيد. بنابر اين در اين سايت آنچه كه براي يك شخص براي برقراري ارتباط و انجام امور روزمره به زبان تركي لازم است, در قالب درس هاي مختلف آورده خواهد شد. اميد كه در اين زمينه موفقيت هايي حاصل گردد.

    درس 1 (اعداد)

    اعداد در تركي از يك قاعده خاصي پيروي مي كند كه يادگيري آن را آسان مي كند. شما ابتدا اعداد زير را به خاطر بسپاريد:

    1= بير 2= ايكي 3= اوچ 4= دؤرد 5= بئش 6= آلتي 7= يئددي 8= سگگيز 9= دوققوز

    10= اون 20= ايييرمي 30= اوتوز 40= قيرخ 50= اَللي 60= آتميش 70= يئتميش 80= هشتاد 90= دوخسان 100= يوز 200= ايكي يوز 300= اوچ يوز 400=دؤرد يوز و الي آخر 1000= مين 1000000= ميليون 1000000000= ميليارد

    حالا كه اين اعداد را به خاطر سپرديد (سطر اول اعداد از 1 تا 9 و سطر دوم اعداد ده تا ميليارد)

    اكنون شما مي توانيد با اضافه كردن اعداد به همديگر, عدد مورد نظر خود را بسازيد به عنوان مثال براي ساختن عدد 11 شما فقط عدد 10 و 1 را يكجا مي آوريد. به مثالهاي بيشتر توجه كنيد:

    21= ايييرمي بير 32= اوتوز ايكي 105= يوز بئش 1002= مين ايكي 2004= ايكي مين دؤرد

    اكنون شما شيوه شمارش در تركي را ياد گرفتيد. اين مهم را به شما تبريك مي گويم. ساغ اول

    منتظر درس بعدي باشيد كه در مورد تعارفات روزمره خواهد بود.





  10. The Following 2 Users Say Thank You to (*Shams-türk For This Useful Post:

    Bobi (Wednesday 1 September 2010-1), yurd sevan (Thursday 2 September 2010-1)

  11. #6
    Tıraxtur Kulubunun müdürü (*Shams-türk's Avatar
    Qeydiyyat
    Aug 2010
    İsmarıclar
    2,378

    Level: 38 
    Təcrübə: 1,296,930
    Next Level: 1,460,206

    Thanks
    2,885
    Thanked 4,708 Times in 2,014 Posts

    Əsas seçim

    درس دوم (احوال پرسي)

    اميدوارم كه اعداد را ياد گرفته باشيد. در درس امروز به دنبال يادگرفتن تعارفات روزمره و احوال پرسي به زبان تركي هستيم. لطفا جملات زير را به خاطر بسپاريد:

    نئجه سن = حال شما چطوره

    ساغ اول سيز نئجه سيز = زنده باد شما چطورين

    سحريز خير اولسون = صبح شما به خير

    گله جه گيز خير = عاقبت شما به خير

    اوشاقلار نئجه دير= بچه ها چطورن

    سلام لاري وار سيزين كي لر نئجه دير = سلام دارن بچه هاي شما چطورن

    بويورون = بفرماييد

    خوش گؤرموشوخ = چشم مان روشن

    خوش گليبسيز = خوش آمدين

    آدين نه دير = اسم تان چيه

    منيم آديم محمد دير = اسم من محمده

    نه گؤزل آد = چه اسم خوبي

    چوخ ايستيرديم سيزي گؤرم = خيلي دلم مي خواست شما را ببينم

    در زبان تركي از اين تعارفات زياد است. در قالب بحث هاي بعدي به آنها خواهيم پرداخت. اما چندين واژه را كه امروز در مكالمه بالا به كار برديم دوباره مرور مي كنيم.

    سيز = شما , اولسون =باشد , اوشاق = بچه, اوشاقلار= بچه ها, گؤرمك = ديدن , گؤرميشوخ= ديده ايم, گؤزل= زيبا, چوخ= خيلي, ايسته مك= خواستن , ايستيرديم= مي خواستم, آد= اسم

    اميد كه از امروز بتوانيد با دوستان ترك زبان خود حداقل چند كلمه به تركي خوش و بش كنيد. درس بعدي به گفتگو در مورد آب و هوا خواهد پرداخت. ساع اولون شاد قالين / سلامت باشيد شاد بمانيد





  12. The Following 2 Users Say Thank You to (*Shams-türk For This Useful Post:

    Bobi (Wednesday 1 September 2010-1), yurd sevan (Thursday 2 September 2010-1)

  13. #7
    Tıraxtur Kulubunun müdürü (*Shams-türk's Avatar
    Qeydiyyat
    Aug 2010
    İsmarıclar
    2,378

    Level: 38 
    Təcrübə: 1,296,930
    Next Level: 1,460,206

    Thanks
    2,885
    Thanked 4,708 Times in 2,014 Posts

    Əsas seçim

    درس سوم ( آب و هوا)

    با سلام دوباره نئجه سيز؟ حاليز ياخجي دي. به به شما دارين تركي رو ياد مي گيرين. امروز مي خوام در مورد آب و هوا با شما صحبت كنم. ابتدا كلمات زير را را خاطر بسپارين.

    هاوا= هوا

    بوگوٍِِن (bugün)= امروز

    صاباح= فردا

    دونن (dünan)= ديروز

    ايستي= گرم

    سُيوخ (soyukh)= سرد

    سرين= خنك

    شاخدا= بسيار سرد سوزان

    سازاخ= باد سرد

    قار= برف

    ياغيش= باران

    دومان= مه براي واژه مه در زبان تركي بيش از 12 معادل وجود دارد كه انواع مختلف مه مي باشد

    بولوت= ابر

    گون (gün)= آفتاب - خورشيد - روز

    آي= ماه

    اولدوز= ستاره

    اكنون براي شما تازه كاران يك قاعده اي را خواهم گفت كه با استفاده از آن به راحتي وضعيت هوا را به دوستان خود تعريف كنيد. به جمله زير توجه كنيد:

    هاوا نئجه دي= هوا چطوره

    هاوا بولوت دي= هوا ابري است

    شما مي توانيد تا زماني كه تركي را خوب ياد گرفته ايد صرفا يك فعل دي (di) را به وضعيت مورد نظر خود بعد از هاوا اضافه كنيد و دوست خود را در جريان وضعيت هوا قرار دهيد.

    مانند : محمد! بوگون هاوا ايستي دي = محمد! امروز هوا گرم است

    يا : تهرانين هاواسي چوخ ايستي دي= هواي تهران خيلي گرم است

    اميدوارم كه درس امروز را ياد گرفته باشيد. ساغ اول/ شاد ياشا





  14. (*Shams-türk Kullanicisina Bu Mesaja görə Təşəkkür Edənlər:

    yurd sevan (Thursday 2 September 2010-1)

  15. #8
    Tıraxtur Kulubunun müdürü (*Shams-türk's Avatar
    Qeydiyyat
    Aug 2010
    İsmarıclar
    2,378

    Level: 38 
    Təcrübə: 1,296,930
    Next Level: 1,460,206

    Thanks
    2,885
    Thanked 4,708 Times in 2,014 Posts

    Əsas seçim

    درس چهارم (قرار ملاقات)

    سلام, اميدوارم كه حالتون خوب باشه. امروز مي خواهيم با شما به زبان تركي قرار بگذاريم. و شما بتوانيد با دوستان خود قرار بگذاريد.ابتدا به مكالمه زير توجه كنيد:

    - سلام

    -سني گؤرمك ايستيرم / مي خواهم شما را ببينم

    -منده ايستيرديم سني گؤرم/ من هم مي خواستم شما را ببينم

    - هاچان گؤره بيله ره م / كي مي توانم ببينم

    - صاباح آخشام / فردا عصر

    - بو گون ساعات اون ايكي ده اولماز؟ / امروز ساعت دوازده نمي شه؟

    اولسون بوگون گله ره م / باشه امروز مي آيم

    شما با استفاده از اين مكالمه مي توانيد انواع قرار ها را نمونه سازي كنيد در صحبت با دوستان ترك زبان خود استفاده نماييد. در قرار ملاقات چندين واژه اساسي است. توجه كنيد:

    هاچان = كي مثال: هاچان گله جكسن= كي مي آيي؟

    هارا= كجا مثال: هارا گَليم= كجا بيايم

    آخشام= عصر مثال: آخشام اولدو= عصر شد

    گئجه= شب مثال= دونن گئجه سنه زنگ ووردوم= ديشب به تو زنگ زدم

    ائو (ev)= خانه مثال= سني ائوه چاغيريرام= تو را به خانه دعوت مي كنم

    ائشيگ (eshig)= بيرون مثال=ائشيگ ايستي دي= بيرون گرم است

    اميد وارم كه امروز هم توانسته باشيم چيزهايي را به شما ياد بدهيم. هله ليك= فعلا





  16. (*Shams-türk Kullanicisina Bu Mesaja görə Təşəkkür Edənlər:

    yurd sevan (Thursday 2 September 2010-1)

  17. #9
    Tıraxtur Kulubunun müdürü (*Shams-türk's Avatar
    Qeydiyyat
    Aug 2010
    İsmarıclar
    2,378

    Level: 38 
    Təcrübə: 1,296,930
    Next Level: 1,460,206

    Thanks
    2,885
    Thanked 4,708 Times in 2,014 Posts

    Əsas seçim

    در پايين اسم چند ميوه به تركي آروده مي شود:

    سيب: آلما

    نار: انار

    هيوا: به

    قارپوز: هندوانه

    قوون: خربزه

    گيله نار: آلبالو

    مثالها:

    من آلما ايستيرم: من سيب مي خواهم

    آلما يئمه لي دير: سيب خوردني است

    دونن يولداشيم منه گيله نار وئردي: ديروز دوستم به من آلبالو داد

    ايستيرسن سنه نه آليم؟: مي خواهي برات چي بگيرم؟

    من آلما سويو سويرم: من آب سيب دوست دارم

    اولسون: باشد

    داها نه ايستيرسن: ديگه چي مي خواهي

    ساغ اول بير زاد ايسته ميرم: زنده باد چيز ديگري نمي خواهم

    نار سئوه رسن؟: آيا انار دوست داري؟

    نار سويو اولسا ياخچي اولار: آگر آب انار باشد بهتر است

    اولسون بويورون: باشد بفرماييد





  18. (*Shams-türk Kullanicisina Bu Mesaja görə Təşəkkür Edənlər:

    yurd sevan (Thursday 2 September 2010-1)

  19. #10
    Tıraxtur Kulubunun müdürü (*Shams-türk's Avatar
    Qeydiyyat
    Aug 2010
    İsmarıclar
    2,378

    Level: 38 
    Təcrübə: 1,296,930
    Next Level: 1,460,206

    Thanks
    2,885
    Thanked 4,708 Times in 2,014 Posts

    Əsas seçim

    افراد براي اينكه ميزان علاقه مندي خود را به دوست خود نشان بدهد از الفاظ مختلفي استفاده مي كند ببينيد:

    من سني چوخ ايستيرم: من خيلي تو را دوست دارم

    آوخ! ساغ اول من سني چوخ راخ:‌ اوه زنده باد من تو را بيستر

    اكنون برخي واژگان مربوطه را ملاحظه فرماييد:

    ساغ اول:‌زنده باد

    گؤزل: زيبا ،‌ خوش تيپ

    گؤيچك: خوشگل

    سن نه گؤزل سن: تو چقدر زيبايي

    بير داناسان: يكدانه اي

    تايسيز: بي نظير

    سن اولماسان منده اولامام: تو نباشي من هم نمي توانم باشم

    سن منيم هر زاديم سان: توهمه چيز من هستي

    سني سئويرم: عاشق تو هستم

    منده سني چوخ سئويرم: من هم تو را خيلي دوست دارم

    سنسيز داريخيرام: بدون تو دلم مي گيرد

    داريخيرام: دلم مي گيرد

    بويور: بفرما

    سنين تاين يوخدي: تونظيري نداري





  20. (*Shams-türk Kullanicisina Bu Mesaja görə Təşəkkür Edənlər:

    yurd sevan (Thursday 2 September 2010-1)

+ Reply to Thread

Visitors found this page by searching for:

تورکی دیلی

ترک دیلی وفارس دیلی

ريشه تركي كلمه سيل

ترکی دیلی

ادات شرط در ترکی استانبولی

تدریس زبان ترکی ازربایجانی

هجی حروف ترکی آذری

آنا دیلی آموزش

ترک دیلی

انا دیلی

SEO Blog

Bölmədə hüquqlarınız

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts

Search Engine Friendly URLs by vBSEO